تبليغاتX
شب نوشته های من

 

جناب آقاي فرشيدي وزير مستعفي وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران؛ خسته نباشيد...

خواستم به رسم سايرين از خدماتتان تشکر کنم و خسته نباشيد بگويم ولي ياد نوجواناني افتادم که اولين بار سيگار را در مدرسه تجربه مي کنند، ياد معلم هايي که آن چنان درگير معاش شده اند که فلسفه بودنشان در کلاس را از ياد برده اند، ياد دانش آموزي افتادم که قرباني بد رفتاري مدير و معلم و ناظم مدرسه مي شود و از نيمکتهاي کلاس به پارکها و خيابانها پناه مي برد...

ياد علي (ع ) افتادم که گفته بودحاکم بايد در سطح فقيرترين مردم زندگي کند، فکر کردم حتما" فرزند شما و ساير مسئولين اگر در مدارس دولتي چند شيفته درس نخواند دست کم به مدارس دولتي اي مي روند که پدرانشان مسئول کيفيت آن هستند... ولي وقتي در مصاحبه اي فرموديد مسئولين از آن جهت مدارس غيرانتفاعي را براي تحصيل فرزندانشان به مدارس دولتي ترجيح مي دهند که وقت کمتري براي رسيدگي به درسهاي فرزندشان دارند... تا چند لحظه مبهوت بر صفحه تلويزيون زل زدم... نمي خواستم باور کنم که ملت را ابله فرض مي کنيد، نمي خواستم باور کنم که دروغ مي گوييد، نمي خواستم بپذيرم که کيفيت پايين مدارس دولتي را حاشا مي کنيد... آيا واقعا" خودتان توجيهتان را قبول مي کنيد! آيا کارگري که سه شيفت کار مي کند و حتي توان خريد يک کتاب کمک آموزشي را ندارد، از شما وقت و توان بيشتري براي رسيدگي به تحصيل فرزندش را دارد، آيا شما که به اين نتيجه رسيديد که مدارس دولتي احتياج به کار تکميلي توسط والدين را دارد، فکر نکرديد به هزاران کودک يتيم اين سرزمين و آنان که والدين بقي سواد يا کم سواد دارند جفا کرده ايد؟ ...

آقاي وزير مستعفي مي دانم اين ها همه تقصير شما نيست، ديگر به استدلال تحويل گرفتن خرابه توسط مسولين و فرافکني هايشان عادت کرده ام، نبايد از مسئولين توقع داش که فرزند دلبندشان را در کنار کودکان بي بضاعت به مدرسه بفرستند و يا يک لحظه نه چون بي بضاعت ترين مردم بلکه چون توده مردم زندگي کنند، مي دانم تقصير من است که صحيفه امام و نهج البلاغه علي(ع) را خوانده ام، تقصير من است که ميدانستم روزگاري مي رسد که ديگران بيش از ما به دينمان عمل مي کنند و تعجب کردم که مجلس انگليس رييس جمهورش را به خاطر گرفتن معلم خصوصي براي فرزندش مواخذه کرد تا يادش بماند که مسئول تحصيل همه کودکان انگليس است... ميدانم هيچ کدام اينها تقصير شما نيست... تقصير هرکسي مي تواند باشد الا شما و ساير مسئولين و ....

+ نوشته شده توسط آدمی که نمی خواد آفتاب پرست باشه در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 23:39 |

می گن ولی عصر یعنی صاحبِ زمان، یعنی مالک واقعی همه ثانیه های من ...

می گن امام زمان یعنی پیشوای روزگار، یعنی کسی که من باید پشت سرش مثل اون راه برم...

می گن روزی مردم به واسطه او داده میشه، یعنی سر سفره آقا نشستیم و نمک گیر آقاییم...

می گن نمک خوردن و نمکدون شکستن خیلی بی معرفتیه...

می گن آقا گفتن که شیعیان ما به اندازه خواستن یه لیوان آب ظهور ما رو نمی خوان...

می گن آقا در سختی زندگی می کنن ولی برای رفع گرفتاری های مردم برای فرج دعا می کنن...

می گن آقا هر جمعه شرمنده غفلت ها و گناهان امتشون می شن...

می گن آقا منتظرن...

می گن مثل امام مثل کعبه است که مردم باید به گردش جمع شوند...

می گن...

            چه فایده این همه گفتند و هنوز آقا تنهاست ...  و ما هر جمعه طلبکارانه می گیم چرا نمی آیی!!!

+ نوشته شده توسط آدمی که نمی خواد آفتاب پرست باشه در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 10:59 |