توی نمایشگاه قرآن، هیچ چیز به اندازه قرآن مظلوم نبود... خواستیم یه قرآن بخریم...
یه فروشنده می گفت: این قرآن مورد تایید یونیسف است! با جلد زرکوب و کاغذ فلان و خط فلان!!!!!!!
پشت یه ویترین نوشته بود قرآن با جلد و قاب چرم اصل (از نوع چرم گاو!) 169000 تومان....
جایی یه برگه چسبونده بود که با خرید یک رحل یک جلد قرآن هدیه بگیرید!!!
اگه مزخرف ترین رمان را بخواهید بخرید فروشنده از متنش تعریف می کنه، ولی وقتی نوبت قرآن می رسه، از جلدشه و رنگش و رسم الخطش...
یاد پیغمبر افتادم که روز محشر به خدا از امتش گلاییه می کنه که امتم قرآن را مهجور رها کردند...
یادم اومد که خیلی چیزهای دیگه هم اینجوریه...
یاد علی افتادم که همه ازش حرف می زنند ولی کمتر کسی حاضره یه ذره مثل اون عمل کنه...
یاد امام افتادم که همه از راهش میگن و صحیفه اش تو کتابخونه ادارات خاک می خوره...
یاد امام حسینی که فقط براش سینه (اون هم از نوع ریتمیک) می زنند و به عشقش قیمه می خورن...
یاد یا لیتنی کنا معک گفتن هامون و رقابتمون تو ماراتن دنیا که براش از همه اعتقاداتمون می گذریم...
یاد امام زمان افتادم که منتظراش فکر می کنند هر شب چهارشنبه توی جمکران منتظر قرارهای تکراری و بی فایده اون هاست...
یاد نیمه شعبان و شعرهایی با قافیه ی چرا نمی آیی... وراستی واقعاً نمی دونیم چرا نمیاد؟؟؟
