بسم الله....
می دونم وقتی قیام می کنی که 313 نفر مجاهد پای رکابت باشند... 313 نفر از ظلم و جور خسته بشن و برای تحقق عدل آماده قیام... می دونم منتظری، منتظر خوب شدن 313 نفر... و نه منتظر عاشورایی که جمعه باشد و نزدیک نوروز و نه منتظر به نهایت رسیدن ظلم و جور و نه منتظر صیحه آسمانی و یا خروج دجال... می دونم فقط منتظر من و امثال منی، که خوب شیم، که از نفسمون هجرت کنیم و مجاهد شیم....
شرمنده ام از اینکه قرار بود منتظر ظهور باشم و نشدم..
از اینکه قرار بود آدم خوبی بشم و نشدم...
از اینکه قرار بود از نفسم هجرت کنم و نکردم...
از اینکه قرار بود برای آزادیت از زندان غیبت کاری بکنم و ...
شرمنده ام...
نمی دونم هنوز هم به من امید داری یا نه؟ هنوزهم منتظرم هستی یا نه؟
دوباره دستهامو بگیر، دوباره از کمکم کن تا راه رو از بیراه، آب رو از سراب، نور رو از ظلمت، ضلالت رو از هدایت تشخیص بدم...
باز هم منتظرم بمون...
